ابراهيم عاملي ( موثق )
29
تفسير عاملي ( فارسي )
ممكن است اين جمله به اين معنى باشد كه در سرشت آنها وجود پرهيزكارى است و آنها موجوداتى خدا ترس ، هستند و شايد به همين مناسبت بجملهء بعد توضيح شده است كه گفته شده است « وَكانُوا أَحَقَّ بِها » يعنى چون در فطرت آنها پرهيزگارى بوده است سزاوارتر بتقوى از دگر مردمى هستند كه وجودشان وجود پرهيزگارى نيست . چون براى عموم آدميان استعداد و آمادگى پرهيزگارى عنايت شده است كه ممكن است پرهيزگار بشوند يا نشوند ولى اين گروه خميره شان تقوى است و از آن جدا نمىشوند « 1 » .
--> ( 1 ) - لازم بود در ضمن تفسير آيات مربوط به صلح حديبيه مضمون صلحنامه ذكر شود زيرا كه از فائده خالى نبوده و چون مرحوم مؤلَّف چيزى نياورده ما از ذكر خلاصهء آن ناگزيريم و قضيّه بنابر نقل مورخين چنين است كه طرفين تصويب نمودند كه تا ده سال از جنگ خوددارى كنند و هر دو گروه در اين مدّت از هر جهت در امان باشند به اين معنى كه هر كس از مسلمين بخواهد بحجّ خانه خدا يا عمره بيايد آزاد باشد و از حيث جان و مال در امان ، و نيز هر كس از قريش كه بخواهد از راه مدينه بشام يا مصر سفر كند او هم جان و مالش در امان باشد ، و مسلمين متعرّض كاروان قريش كه از كنار مدينه بشام ميرود نشوند ، و هر قبيله اى از قبائل عرب كه بخواهند در پيمان قريش باشند مخيّرند و اگر بخواهند در پيمان پيغمبر باشند نيز مختارند ، و هر كس از مشركين كه از مكّه بدون اذن ولىّ خود ، خود را بمدينه برساند و پناهندگى بخواهد پيغمبر نپذيرد و او را بمشركين باز گرداند ولى اگر مسلمانى به طرف مكّه رفت و بمشركين پيوست مشركين بتوانند او را باز نگردانند ، در اين قسمت پاره اى از مسلمين برآشفتند و اينرا بر خود سخت گران دانستند و اين مادّه را ننگين پنداشتند لذا مخالفت كردند رسولخدا فرمود بگذاريد هر كس از ما بسوى آنان رفت برود « الى لعنة اللَّه » و از اين جمله معلوم مىشود كه براستى نبوّت بود نه سلطنت زيرا دنياداران در چنين مواردى شخص فرارى را گرفته شكنجه ميكنند بلكه بمجرّدى كه حسّ كنند فردى خيال نافرمانى دارد خونش را مباح ميدانند و سياستش را واجب ميشمرند ولى انبياء كه جز خدا در نظر ندارند گويند : رفت برود ، بسوى جهنّم رفته و خود را هلاك كرده ما كارى با او نداريم . ( مصحّح ) و نيز مطلب ديگر اينكه در ذيل آيهء مباركه « وَمَثَلُهُمْ فِي الإِنْجِيلِ » استاد ما مرحوم شعرانى در پاورقى تفسير ابو الفتوح فرموده : اين مثل در انجيل متى ذكر شده است ( مصحّح )